خرید بک لینک

سوگ و سوگوارى از گذشته‌هاى دور در بين ايلات و طوايف کرمانشاه با آداب و رسومى همراه بوده که ريشه در زندگى هزاران ساله آنان دارد و نشانه پيوند ناگسستنى آن‌ها با فرهنگ آبا و اجدادى خويش است. در بين ايلات و طوايف کرمانشاهان رسم است اگر دلاور و نامدارى جان سپارد ابتدا تمامى دهات طايفه وابسته را دعوت مى‌کنند. همگى لباس سياه مى‌پوشند و لباس خود را گِل مى‌گيرند. پس از غسل ميت، تابوت را در صورت نزديک بودن گورستان بر دوش حمل مى‌کنند. زنان نيز به همراه تشيع‌کنندگان در حالى که صورت خود را با ناخن مى‌خراشند، به راه مى‌افتند و پس از تدفين به محل وفات برمى‌گردند. در فضاى باز جوار خانه‌ها چادرهاى متعددى برپا مى‌سازند و براى برگزارى مراسم به وسيلهٔ تعدادى سوار به طوايف همجوار اطلاع مى‌دهند و از شاعران بديهه‌گوى محلى که به «بِويژه» معروفند و اغلب صوتى خوش هم دارند، دعوت مى‌‌کنند. همچنين ساز و دهل مى‌آورند که در زمان برگزارى «چمري» بنوازند. اگر کثرت مدعوين با کيفيت جا مطابقت ننمايد، هر کدام از ايلات و طايفه‌ها را براى روز مخصوصى دعوت مى‌کنند و بدين صورت بعضى سوگوارى‌ها تا هفته‌ها به طول مى‌انجامد.

از زمان آیندهى آن روز گروه‌هاى دعوت شده از دور و نزديک، دسته دسته با وسايل نقليه مختلف به سوى محل سوگوارى براه مى‌افتند و همراه خود برنج، روغن، گاو و گوسفند و يا پول نقدى که به پَرسانه معروف است، ‌ به عنوان هميارى با صحاب عزا مى‌آورند. معمولاً مدعوين در چند صد مترى خانه صاحب عزا، پياده شده و به ترتيب آرايش عَلَم و همچنين زدن گِل و انداختن «دوار» مشغول مى‌شوند («دوار» تکه چادر سياهى است که به گردن مى‌اندازند). صاحب سوگ يکى از اسبان ممتاز متوفى را آورده، دم و يال و کاکلش را مى‌برند و زين را نگونسار بر آن مى‌گذارند و همان طورى که در شاهنامه آمده اسلحه، تفنگ، ‌ شمشير، قطار فشنگ و ... با ترتيبى خاص بر اسب مى‌آرايند که آنرا «کُتَل» مى‌‌گويند. دعوت‌شدگان نيز چنانچه در گذشته نامورى داشته باشند، به يادبود او «کتلي» ساخته و همراه مى‌آورند. چون دسته زن و مرد مدعو با کتل خود و علمى سياه که آن را «آلايي» مى‌‌گويند، آماده شدند، ‌ صاحب عزا با اطرافيان خود به استقبال آن‌ها مى‌رود. مردها با صداى بلند شيون مى‌‌کنند و بر سر مى‌زنند و به عنوان همدردى دست به گردن يکديگر انداخته، شيون را ادامه مى‌‌دهند. زنان نيز به استقبال زن‌هاى شرکت‌کننده آمده با لفظ «واى واي» به يکديگر پاسخ مى‌دهند.

پس از لحظاتى که به ميدان وسط چادرها و محل برگزارى سوگوارى مى‌رسند در فضاى باز و مسطح که ميدان گونه‌اى است و به «چمرگاه» معروف است «کتل» مدعو در کنار «کتل» ميزبان قرار مى‌گيرد. مردها بر سينه و سر مى‌زنند و دسته‌‌هاى سوگوار طولانى را تشکيل مى‌دهند. «بويژها» در وسط به شرح شجاعت و خاطرات جنگ‌ها و مبارزات در گذشته مى‌پردازند و مردان که در اطراف کتل مى‌‌گردند، جمله «آقام روهى روهى رو» را تکرار مى‌کنند و زنان بر سر و روى خود مى‌زنند. سپس براى استراحت زنان و مردان را به ميان چادرها راهنمايى مى‌کنند. در ميان چادر زن‌ها، لباس متوفى را که از بهترين نوع پارچه تهيه شده، بر روى تختى مى‌اندازند و چکمهٔ سوارى يا گيوه مرغوب محلى او را پائين آن گذاشته، تعدادى از اسلحه‌هاى سرد و گرم او را در کنار لباس‌هايش مى‌گذارند و عکس‌هايى از تازه گذشته و همچنين از ساير بزرگان در گذشته را به اضافه نشان‌‌هاى لياقت و مدارک دال بر وطن‌پرستى، مرزدارى و شجاعت آن‌ها را که قاب گرفته‌اند، به چيغ چادر و يا اگر در اتاق ساختمان باشد به ديوار نصب مى‌کنند. در اينجا زنى با صورت خوش و نوايى حزين که به «مور» معروف است، در قالب شعرهايى موزون خاطرات و شرح رشادت‌هاى شخصى متوفا را يادآور مى‌شود و همچنين از درگذشتگان نامور شرکت‌کنندگان نيز نام مى‌برد. ابيات اين نوا را «سرمور» مى‌گويند.

در مجلس مردانه نيز که در اتاق يا زير چادر به رفع خستگى مى‌پردازند شاعران حاضر در سوگوارى به بيان تاريخچه خانوادگى صاحبان سوگوارى و همچنين گهگاه رابطه دوستى آن‌ها به گذشتگان حاضرين و نيز شرح بعضى از خاطرات و خاندان شرکت‌‌کنندگان مى‌پردازند و گاه افرادى که به خوبى از پى بيان مطلب در مى‌آيند، از مدعوين خلعتى مى‌گيرند و تا آمدن پى در پى شرکت‌کنندگان در هر روز چندين بار اين مراسم را تکرار مى‌کنند. مضافاً بر اين‌که همان‌طور که از گذشته‌هاى دور مرسوم بوده است مراسم ويژه «چمري» را اجرا مى‌کنند. گفته مى‌شود که اين شيوه در قرون اوليه هجرى نيز در شهرهاى مختلف ايران مرسوم بوده است.

روز سوم يا هفتم و يا در پايان مراسم يکى از بزرگان قوم، آرايشگرى را براى اصلاح سر و صورت آقايان مى‌آورد و همچنين با پا در ميانى يکى از بزرگ زنان ايل، زنان سوگوار هم که تا آن لحظه استحمام نکرده‌اند به حمام مى‌روند که پايان مراسم اعلام شود. بعد از دو سه ماه از آنجا که زنان ايلياتى به گرفتن حنا عادت دارند و اگر حنا به موهايشان نگيرند، اکثراً دچار سردرد مى‌شوند، بنابراين از سوى بزرگان به منزل آن‌ها حنا فرستاده مى‌شود و حنابندان مى‌کنند و در آخر سال هم براى هر کدام از اعضاى خانواده متوفى قواره‌اى پارچه براى زنان و پيراهنى براى مردها برده به اصطلاح، آن‌‌ها را از عزا در مى‌آورند و راديوها را باز مى‌کنند. زيرا رسم است، در اين مدت راديو را برمى‌دارند و زنان از هرگونه آرايش و استعمال زيورآلات خوددارى مى‌نمايند. خوردن تخمه، آجيل و آدامس در مدت سوگوارى نکوهيده و حتى ننگ محسوب مى‌شود و چون باعث صداى دهان مى‌شود جداً از آن‌ها مى‌پرهيزند، تا آنجا سختگيرند که در بعضى ايلات گندم را برشته نمى‌کنند و مى‌‌گويند در حين برشته شدن توليد صدا مى‌کند و آن را ناپسند مى‌دانند. سوگوارى تا يک سال ادامه مى‌يابد.

برچسب: نویسنده: کارن رضایی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 13:40

صفحه بندی